روایت‌ها

داستان‌ها و تجربه‌های واقعی همراهان موج.

مجموع ۱۷۳ روایت

۱۷۳ روایت

اطعام۵ عکس۸
بهزاد قارداشیبهزاد قارداشی

اطعام

سفره اطعام به نیت ظهور امام زمان (عج) و سلامتی رهبر انقلاب

اطعام شهدایی۵ عکس۶
بهزاد قارداشیبهزاد قارداشی

اطعام شهدایی

روز های پنجشنبه به نیت شهدا اطعام بین ولی نعمتان انقلاب توزیع شد

پویش لقمه در ایلام۳ عکس۱۰
یاسر رستمی نیایاسر رستمی نیا

پویش لقمه در ایلام

امروز با کمک مردم خیر مسجد امام حسن عسکری(ع) ایلام، حدود ۴۰ تا غذا در هوای بارانی به دست نیازمندان رسید

بسم الله رب محمد۴ عکس۷
یاسر رستمی نیایاسر رستمی نیا

بسم الله رب محمد

کوچه به کوچه کودکان چشم انتظار اند یادم آمد ز مهربانی و دستگیری علی امام مهدی(عج): 《بیشترین چیزی که خداوند عزوجل دوست دارد،اطعام دادن غذاست》

غذای نذری۶
رضا پارسامهررضا پارسامهر

غذای نذری

کار نیک، بزرگ و کوچیک نداره با ی پرس غذا هم میشه دل همسایه اتو شاد کنی 🌹

تهیه لوازم التحریر۲ عکس۳
محمد  مهدی اورنگ محمد مهدی اورنگ

تهیه لوازم التحریر

مرکز نیکوکاری نور سردار شهید محمد اورنگ

پویش لقمه در دلیجان۶
امیر حسین سلطانیامیر حسین سلطانی

پویش لقمه در دلیجان

امروز با کمک مردم خیر دلیجان ، حدود هفتاد تا غذای گرم پخت و به دست نیازمندان رسید

میثم صالحی۶
میثم صالحیمیثم صالحی

میثم صالحی

گزارش عملکرد پنجشنبه ؛ ۹ / ۷ / ۱۴۰۵ چلو خورشت قیمه ۵۰ پرس ماکارونی ۴۰ پرس ساندویچ فلافل ۵ عدد

اطعام با عطر همدلی۲ عکس۵
میثم کریمیمیثم کریمی

اطعام با عطر همدلی

قزوین امروز برای دومین بار طعم گوارای مشارکت همدلانه در اطعام نیازمندان رو چشید.

مریم جعفری ۳ عکس۲
مریم جعفری مریم جعفری

مریم جعفری

خدا از همه قبول کنه خدا احوالمون رو بپرسه خدا به قول خودش ده برابر عوضمون بده خدا با آرزوهای برآورده شده دست به خیرمون کنه خدا خوشحالمون کنه

حرکات  رونالدینیویی اوستا کریم (جل جلاله)۳ عکس۷
سجاد جعفرزاده _ شبکه مشکل گشایی تبریزسجاد جعفرزاده _ شبکه مشکل گشایی تبریز

حرکات رونالدینیویی اوستا کریم (جل جلاله)

این هفته تلاشمون رو این بود خانواده های بیشتری رو در گیر موضوع کنیم 4 شنبه به 650 نفر حدودا پیام فرستادیم، تقریبا 50 خانواده مشارکت کردن تو پویش این هفته، راضی نبودیم اونقدرا ! انتظارمون بیشتر بود. ولی خوب 50 خانواده هم بد نبود . دیدم یکی از سفیر ها دیر کرده و زنگ پشت زنگ ! زنگ زدم گفتم هارداسان ! گفت حاجی یه داستان شده ! گفتم داستان چی ! دیر شد! زود باش برس! دو قدمی لوکیشنی! بیا دیگه گفت دنبال کوچه و ادرس بودم یه پیرمرد لنگون لنگون با عصا اومد کارت بانکش اورد سمت من، گفت خانومم زمین گیره و تو خونه معطل من ! خونمون همین کوچه بالاییه! به خاطر خدا ( جل جلاله) از سر کوچه دو تا سنگک برا ما بگیر ! خانومم سنگگ تازه خواسته و منم حال و توان ندارم تا چهار راه برم ! خلاصه در یک لحظه برنامه تغییر کرد ! شروع کرده بود به پیدا کردن آدرس سنگکی و صف و اینور هم میزبان های منتظر! بعد نیم ساعت سنگک اون حاجی برد در خونشون و اومد . دیدم دو تا سنگک هم دستشه! گفتم این چیه ؟ گفت حیفم اومد کلی صف وایستادم یه دونه بگیرم ! هیچی دیگه . کنار دو تا از غذاها سنگک گذاشتیم. رسیدیم در خونه میهمان، غذا رو که گرفت چشاش برق زد انگار منتظر نون بود و گفت این غذا به کنار خدا قبول کنه، ولی این سنگک تازه سر ظهر میچسبه ! خدا جون ( جل جلاله و عظم شاءنه ) دمت گرم . حکمتت شکر . ما هیچ کاره ایم . رفقا ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه . حتی اگه دو تا دونه غذا بیشتر نشد . کم نذاریم

لوازم التحریر۱۰
اسماعیل میرجانیاسماعیل میرجانی

لوازم التحریر

لوازم التحریر